فعل
وحشت کردن، ترسیدن (از چیزی)
معانی و تعاریف graulen:
- (jemandem) graulen: کسی را ترساندن یا وحشتزده کردن (اغلب به صورت غیرشخصی یا با داتیو)
- sich graulen: ترسیدن یا وحشت کردن از چیزی
جملات نمونه برای graulen:
Ich ''graule'' mich schon bei dem bloßen Gedanken an diese feuchten, muffigen Räume unter der Erde.
حتی با فکر کردن به این اتاقهای مرطوب و گرفته زیر زمین، وحشت میکنم.
Ich bin ins Krankenhaus gefahren, ja, aber ich habe mich vor dem Anblick ''gegrault.''
من به بیمارستان رفتم، بله، اما از دیدن آن وحشت کردم.
Mir ''grault'' vor morgen.
از فردا میترسم.