فعل
ترسیدن، وحشت کردن، منزجر شدن، وحشتزده کردن
معانی و تعاریف grausen:
- (es graust jemandem) کسی از چیزی وحشت کند، منزجر شود. (فعل غیرشخصی)
- (sich grausen) خود را ترساندن، وحشت کردن. (کمتر رایج)
جملات نمونه برای grausen:
Ich ''grause'' mich vor Spinnen.
من از عنکبوتها میترسم/منزجر میشوم.
Die Nacht ''graust'' mich.
شب مرا وحشتزده میکند.
Mich ''graust'' es vor der Nacht.
شب مرا وحشتزده میکند.