grauten

Aussprache: /ˈɡraʊ̯tən/
Wortzerlegung: grau·ten
Konjugierte Form

شکل صرف شده از grauen (ترسیدن، وحشت کردن)

Bedeutungen

1 معمولاً به صورت impersonal (es graut)

آغاز سپیده‌دم، روشن شدن آسمان در ابتدای صبح قبل از طلوع خورشید؛ سحر شدن.

  • Es graute schon, als die ersten Vögel zu singen begannen.زمانی که اولین پرندگان شروع به آواز خواندن کردند، سپیده می‌دمید.
  • In der tiefsten Nacht graut es langsam, und die Sterne verblassen.در دل تاریک‌ترین شب، به آرامی سپیده می‌دمد و ستارگان کم‌فروغ می‌شوند.
2 Dativ (برای شخص ترسیده)

به تدریج ترس یا وحشت را در دل کسی ایجاد کردن؛ اندکی ترساندن.

  • Die düstere Vorhersage des Wetters graute ihm schon am Morgen.پیش‌بینی تاریک هوا از همان صبح او را اندکی ترسانده بود.
  • Der Gedanke an die bevorstehende Prüfung graute ihr und sie konnte kaum schlafen.فکر امتحان پیش رو او را اندکی ترسانده بود و به سختی می‌توانست بخوابد.