fehlgreifen
اشتباه کردن، خطا کردن
Bedeutungen
1
intransitiv / bei + Dativ
در انتخاب یا انجام کاری اشتباه کردن؛ چیزی را به اشتباه برداشتن یا انتخاب کردن.
- Bei der Auswahl des neuen Mitarbeiters haben wir leider fehlgegriffen.متأسفانه در انتخاب کارمند جدید اشتباه کردیم.
- Er griff nach der falschen Tasse und hat damit fehlgegriffen.او به سمت فنجان اشتباهی دست دراز کرد و خطا کرد.