abgreifen

Aussprache: /ˈapɡraɪ̯fn̩/
Wortzerlegung: ab·grei·fen
فعل

فرسوده کردن، شنود کردن، برداشتن سود

Bedeutungen

1 Akkusativ

(بر اثر استفاده یا لمس زیاد) فرسوده کردن، کهنه کردن

  • Die Tasten der Tastatur sind schon ganz abgegriffen.کلیدهای کیبورد کاملاً فرسوده شده‌اند.
  • Er hat das Buch so oft gelesen, dass die Seiten abgegriffen sind.او آن کتاب را آنقدر خوانده که صفحاتش کهنه شده‌اند.
2 Akkusativ

(اطلاعات، سیگنال) رهگیری کردن، شنود کردن

  • Die Geheimdienste können Telefongespräche abgreifen.سرویس‌های اطلاعاتی می‌توانند مکالمات تلفنی را شنود کنند.
  • Es ist illegal, Daten von fremden Servern abzugreifen.رهگیری داده‌ها از سرورهای دیگر غیرقانونی است.
3 Akkusativ

(چربی، سود) از روی چیزی برداشتن، جمع کردن

  • Man kann die Sahne von der Milch abgreifen.می‌توان خامه را از روی شیر برداشت.
  • Die Firma versucht, die größten Gewinne abzugreifen.شرکت تلاش می‌کند بیشترین سود را به دست آورد.