abgreifen
فرسوده کردن، شنود کردن، برداشتن سود
Bedeutungen
1
Akkusativ
(بر اثر استفاده یا لمس زیاد) فرسوده کردن، کهنه کردن
- Die Tasten der Tastatur sind schon ganz abgegriffen.کلیدهای کیبورد کاملاً فرسوده شدهاند.
- Er hat das Buch so oft gelesen, dass die Seiten abgegriffen sind.او آن کتاب را آنقدر خوانده که صفحاتش کهنه شدهاند.
2
Akkusativ
(اطلاعات، سیگنال) رهگیری کردن، شنود کردن
- Die Geheimdienste können Telefongespräche abgreifen.سرویسهای اطلاعاتی میتوانند مکالمات تلفنی را شنود کنند.
- Es ist illegal, Daten von fremden Servern abzugreifen.رهگیری دادهها از سرورهای دیگر غیرقانونی است.
3
Akkusativ
(چربی، سود) از روی چیزی برداشتن، جمع کردن
- Man kann die Sahne von der Milch abgreifen.میتوان خامه را از روی شیر برداشت.
- Die Firma versucht, die größten Gewinne abzugreifen.شرکت تلاش میکند بیشترین سود را به دست آورد.