griawig
(گویشی، اتریشی) سرحال، شاد، دلپذیر، دوستداشتنی
Bedeutungen
1
در گویش اتریشی، صفتی برای توصیف فرد یا چیزی که پرانرژی، شاد، دلپذیر و دوستداشتنی است.
- Das war ein griawiger Abend mit Freunden.آن یک شب دلپذیر با دوستان بود.
- Sie hat eine griawige Art, die alle mögen.او رفتاری دوستداشتنی دارد که همه او را دوست دارند.
- Der Hund ist sehr griawig und verspielt.سگ بسیار سرحال و بازیگوش است.