griawig

Aussprache: /ˈɡʁiːavɪç/
Worttrennung: gria·wig
صفت

(گویشی، اتریشی) سرحال، شاد، دلپذیر، دوست‌داشتنی

Bedeutungen

1

در گویش اتریشی، صفتی برای توصیف فرد یا چیزی که پرانرژی، شاد، دلپذیر و دوست‌داشتنی است.

  • Das war ein griawiger Abend mit Freunden.آن یک شب دلپذیر با دوستان بود.
  • Sie hat eine griawige Art, die alle mögen.او رفتاری دوست‌داشتنی دارد که همه او را دوست دارند.
  • Der Hund ist sehr griawig und verspielt.سگ بسیار سرحال و بازیگوش است.