zugreifen

Aussprache: /ˈtsuːˌɡraɪ̯fn̩/
Wortzerlegung: zu·grei·fen
فعل

دست یافتن، گرفتن، استفاده کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (auf + Akkusativ)

(غذا یا نوشیدنی) برداشتن، میل کردن، از چیزی استفاده کردن

  • Greif ruhig zu, es ist genug für alle da.راحت باش و بردار، برای همه هست.
  • Die Kinder griffen begeistert zu den Süßigkeiten.بچه‌ها با اشتیاق به سمت شیرینی‌ها رفتند (و برداشتند).
2 intransitiv (auf + Akkusativ)

(به چیزی) دسترسی پیدا کردن، مداخله کردن، اقدام کردن (مثلاً پلیس)

  • Die Polizei musste schnell zugreifen, um die Situation zu kontrollieren.پلیس مجبور شد سریع مداخله کند تا وضعیت را کنترل کند.
  • Er kann auf alle Daten zugreifen.او می‌تواند به تمام داده‌ها دسترسی پیدا کند.