angreifen
حمله کردن، مورد انتقاد قرار دادن
Bedeutungen
1
jdn./etw. (Akkusativ) angreifen
به کسی یا چیزی حمله کردن
- Der Hund hat den Postboten angegriffen.سگ به پستچی حمله کرد.
- Die feindlichen Truppen griffen die Stadt an.نیروهای دشمن به شهر حمله کردند.
2
etw. (Akkusativ) angreifen
به چیزی آسیب رساندن، تاثیر منفی گذاشتن
- Der Rost greift das Metall an.زنگزدگی به فلز آسیب میرساند.
- Die Säure greift die Haut an.اسید به پوست حمله میکند/آسیب میرساند.
3
etw. (Akkusativ) angreifen
به کاری پرداختن، مشکلی را حل کردن
- Wir müssen das Problem jetzt energisch angreifen.ما باید اکنون با جدیت به این مشکل بپردازیم.
- Er griff die neue Aufgabe mit Elan an.او با شور و شوق به کار جدید پرداخت.