zugreifen
دست یافتن، گرفتن، استفاده کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (auf + Akkusativ)
(غذا یا نوشیدنی) برداشتن، میل کردن، از چیزی استفاده کردن
- Greif ruhig zu, es ist genug für alle da.راحت باش و بردار، برای همه هست.
- Die Kinder griffen begeistert zu den Süßigkeiten.بچهها با اشتیاق به سمت شیرینیها رفتند (و برداشتند).
2
intransitiv (auf + Akkusativ)
(به چیزی) دسترسی پیدا کردن، مداخله کردن، اقدام کردن (مثلاً پلیس)
- Die Polizei musste schnell zugreifen, um die Situation zu kontrollieren.پلیس مجبور شد سریع مداخله کند تا وضعیت را کنترل کند.
- Er kann auf alle Daten zugreifen.او میتواند به تمام دادهها دسترسی پیدا کند.