groß angelegt
در مقیاس بزرگ طراحی شده، با برنامه ریزی گسترده
Bedeutungen
1
چیزی که با برنامهریزی دقیق و در مقیاس وسیع طراحی و اجرا شده است.
- Das Projekt war von Anfang an groß angelegt.این پروژه از ابتدا در مقیاس بزرگ طراحی شده بود.
- Eine groß angelegte Werbekampagne soll die neue Marke bekannt machen.یک کمپین تبلیغاتی در مقیاس بزرگ قرار است برند جدید را معرفی کند.
- Die Stadt plant ein groß angelegtes Festival für das kommende Wochenende.شهر برای آخر هفته آینده یک جشنواره در مقیاس بزرگ برنامهریزی میکند.