groß angelegt

Aussprache: /ˈɡʁoːs ˈanɡəˌleːkt/
Worttrennung: groß an·ge·legt
صفت

در مقیاس بزرگ طراحی شده، با برنامه ریزی گسترده

Bedeutungen

1

چیزی که با برنامه‌ریزی دقیق و در مقیاس وسیع طراحی و اجرا شده است.

  • Das Projekt war von Anfang an groß angelegt.این پروژه از ابتدا در مقیاس بزرگ طراحی شده بود.
  • Eine groß angelegte Werbekampagne soll die neue Marke bekannt machen.یک کمپین تبلیغاتی در مقیاس بزرگ قرار است برند جدید را معرفی کند.
  • Die Stadt plant ein groß angelegtes Festival für das kommende Wochenende.شهر برای آخر هفته آینده یک جشنواره در مقیاس بزرگ برنامه‌ریزی می‌کند.