großangelegt
در مقیاس بزرگ طراحی شده، با برنامه ریزی گسترده
Bedeutungen
1
چیزی که با برنامهریزی دقیق و در مقیاس وسیع طراحی و اجرا شده است (شکل چسبیده).
- Die Firma hat eine großangelegte Expansion in Asien gestartet.شرکت یک توسعه در مقیاس بزرگ در آسیا را آغاز کرده است.
- Es war ein großangelegtes Unterfangen, das viele Ressourcen erforderte.این یک اقدام در مقیاس بزرگ بود که به منابع زیادی نیاز داشت.
- Die Regierung hat eine großangelegte Infrastrukturmaßnahme angekündigt.دولت یک اقدام زیرساختی در مقیاس بزرگ را اعلام کرده است.