großangelegt

Aussprache: /ˌɡʁoːsˈanɡəˌleːkt/
Worttrennung: groß·an·ge·legt
صفت

در مقیاس بزرگ طراحی شده، با برنامه ریزی گسترده

Bedeutungen

1

چیزی که با برنامه‌ریزی دقیق و در مقیاس وسیع طراحی و اجرا شده است (شکل چسبیده).

  • Die Firma hat eine großangelegte Expansion in Asien gestartet.شرکت یک توسعه در مقیاس بزرگ در آسیا را آغاز کرده است.
  • Es war ein großangelegtes Unterfangen, das viele Ressourcen erforderte.این یک اقدام در مقیاس بزرگ بود که به منابع زیادی نیاز داشت.
  • Die Regierung hat eine großangelegte Infrastrukturmaßnahme angekündigt.دولت یک اقدام زیرساختی در مقیاس بزرگ را اعلام کرده است.