großbrüstig
سینه گنده، دارای سینههای بزرگ
Bedeutungen
1
دارای سینههای بزرگ و برجسته.
- Die Schauspielerin wurde für ihre Rolle als großbrüstige Bardame besetzt.بازیگر زن برای نقش خود به عنوان پیشخدمت سینه گنده انتخاب شد.
- In der Modebranche werden manchmal großbrüstige Models bevorzugt.در صنعت مد گاهی اوقات مدلهای سینه گنده ترجیح داده میشوند.
- Das Kostüm war so gestaltet, dass es eine großbrüstige Figur simulierte.لباس به گونهای طراحی شده بود که اندامی سینه گنده را شبیهسازی کند.