großdeutsch

Aussprache: /ˈɡroːsˌdɔɪ̯tʃ/
Worttrennung: groß·deutsch
صفت

آلمان بزرگ (مربوط به راه‌حل آلمان بزرگ در وحدت آلمان)

Bedeutungen

1

اشاره به راه‌حل 'آلمان بزرگ' (Großdeutsche Lösung) برای وحدت آلمان، که شامل تشکیل یک امپراتوری آلمان با حضور اتریش می‌شد.

  • Viele Liberale träumten von einer großdeutschen Lösung, die alle deutschsprachigen Gebiete vereinte.بسیاری از لیبرال‌ها رویای راه‌حل آلمان بزرگ را داشتند که تمام مناطق آلمانی‌زبان را متحد می‌کرد.
  • Die großdeutsche Lösung scheiterte am Widerstand Österreichs und Preußens.راه‌حل آلمان بزرگ به دلیل مخالفت اتریش و پروس شکست خورد.
  • Die Idee einer großdeutschen Nation war im 19. Jahrhundert weit verbreitet.ایده یک ملت آلمان بزرگ در قرن نوزدهم رایج بود.