der großer Bahnhof
استقبال باشکوه، تشریفات زیاد
Bedeutungen
1
استقبالی پرشور، با تشریفات فراوان و توجه زیاد که معمولاً برای افراد مهم یا رویدادهای خاص صورت میگیرد.
- Als der Star ankam, gab es einen großen Bahnhof.وقتی ستاره رسید، استقبال باشکوهی صورت گرفت.
- Für den neuen Bürgermeister gab es einen großen Bahnhof am Rathaus.برای شهردار جدید در شهرداری استقبال باشکوهی ترتیب داده شد.
- Wir erwarten keinen großen Bahnhof, nur eine kleine Feier.ما انتظار استقبال باشکوهی نداریم، فقط یک جشن کوچک.