großmächtig

Aussprache: /ˈɡroːsˌmɛçtɪç/
Worttrennung: groß·mäch·tig
صفت

بسیار قدرتمند، با نفوذ؛ (عنوان خطاب) عالی‌جناب

Bedeutungen

1

دارای قدرت و نفوذ بسیار زیاد، مقتدر.

  • Der König war ein großmächtiger Herrscher, der über weite Ländereien gebot.پادشاه حاکمی بسیار قدرتمند بود که بر سرزمین‌های وسیعی حکومت می‌کرد.
  • Die Familie übte einen großmächtigen Einfluss auf die Politik aus.این خانواده نفوذ بسیار زیادی بر سیاست داشت.
  • Er träumte davon, eines Tages selbst ein großmächtiger Führer zu werden.او آرزو داشت روزی خود به رهبری بسیار قدرتمند تبدیل شود.
2

عنوان احترام‌آمیز برای خطاب قرار دادن افراد بسیار مهم یا قدرتمند، مانند پادشاهان یا امپراتوران (معمولاً در گذشته).

  • Der Botschafter sprach den Kaiser mit 'Eure großmächtige Majestät' an.سفیر با "اعلی‌حضرت عالی‌جناب" به امپراتور خطاب کرد.
  • In alten Texten wird der König oft als großmächtiger Herrscher bezeichnet.در متون قدیمی، پادشاه اغلب به عنوان حاکمی عالی‌جناب توصیف می‌شود.
  • Die Untertanen ehrten ihren großmächtigen König mit großen Festen.مردم با جشن‌های بزرگ از پادشاه عالی‌جناب خود تجلیل کردند.