großmütterlich

Aussprache: /ˈɡʁoːsˌmʏtɐlɪç/
Worttrennung: groß·müt·te·r·lich
صفت

مادربزرگانه، به سبک مادربزرگ

Bedeutungen

1

ویژگی‌هایی که معمولاً به مادربزرگ‌ها نسبت داده می‌شود؛ مانند مهربانی، دلسوزی، یا سبک سنتی در پخت و پز یا رفتار.

  • Sie hat eine großmütterliche Wärme.او گرمایی مادربزرگانه دارد.
  • Das ist ein typisch großmütterliches Rezept für Kuchen.این یک دستور پخت کیک معمولی مادربزرگانه است.
  • Er erinnerte sich an die großmütterlichen Geschichten seiner Kindheit.او داستان‌های مادربزرگانه دوران کودکی خود را به یاد آورد.