großmütterlich
مادربزرگانه، به سبک مادربزرگ
Bedeutungen
1
ویژگیهایی که معمولاً به مادربزرگها نسبت داده میشود؛ مانند مهربانی، دلسوزی، یا سبک سنتی در پخت و پز یا رفتار.
- Sie hat eine großmütterliche Wärme.او گرمایی مادربزرگانه دارد.
- Das ist ein typisch großmütterliches Rezept für Kuchen.این یک دستور پخت کیک معمولی مادربزرگانه است.
- Er erinnerte sich an die großmütterlichen Geschichten seiner Kindheit.او داستانهای مادربزرگانه دوران کودکی خود را به یاد آورد.