großräumig
وسیع، گسترده، جادار
Bedeutungen
1
فضای زیاد و وسیع داشتن؛ جادار.
- Die neue Wohnung ist sehr großräumig und hell.آپارتمان جدید بسیار جادار و روشن است.
- Das Einkaufszentrum verfügt über großräumige Parkplätze.مرکز خرید دارای پارکینگهای وسیع است.
- Der Flughafen hat großräumige Hallen für die Passagiere.فرودگاه دارای سالنهای وسیعی برای مسافران است.
2
در مقیاس بزرگ، گسترده (معمولاً در مورد برنامهریزی یا اقدامات).
- Die Regierung plant großräumige Infrastrukturprojekte.دولت پروژههای زیربنایی گستردهای را برنامهریزی میکند.
- Es gab eine großräumige Evakuierung wegen des Sturms.به دلیل طوفان، تخلیه گستردهای صورت گرفت.
- Die Firma hat großräumige Änderungen in ihrer Organisationsstruktur vorgenommen.شرکت تغییرات گستردهای در ساختار سازمانی خود ایجاد کرده است.