großteils
عمدتاً، بیشتر، در بیشتر موارد
Bedeutungen
1
در بخش عمده، بیشتر قسمتها؛ در اکثر موارد.
- Die Bevölkerung besteht großteils aus Einwanderern.جمعیت عمدتاً از مهاجران تشکیل شده است.
- Das Buch ist großteils spannend geschrieben.کتاب عمدتاً هیجانانگیز نوشته شده است.
- Großteils waren die Besucher mit der Veranstaltung zufrieden.بیشتر بازدیدکنندگان از این رویداد راضی بودند.