großzügig

Aussprache: /ˈɡʁoːsˌt͡syːɡɪç/
Worttrennung: groß·zü·gig
صفت

دست‌ودلباز، بخشنده، سخاوتمندانه، آسان‌گیر

Bedeutungen

1

تمایل به بخشیدن پول، هدایا یا کمک به دیگران؛ سخاوتمند.

  • Er war sehr großzügig und hat der Familie viel Geld gespendet.او بسیار سخاوتمند بود و پول زیادی به خانواده اهدا کرد.
  • Die Organisation erhielt eine großzügige Spende von einem anonymen Gönner.این سازمان کمک مالی سخاوتمندانه‌ای از یک حامی ناشناس دریافت کرد.
  • Sie ist immer großzügig mit ihrem Lob für gute Arbeit.او همیشه در ستایش کار خوب سخاوتمند است.
2

بخشنده در قضاوت یا رفتار؛ آسان‌گیر؛ با گذشت.

  • Der Lehrer war großzügig mit den Noten, da alle Schüler hart gearbeitet hatten.معلم در دادن نمره آسان‌گیر بود، زیرا همه دانش‌آموزان سخت کار کرده بودند.
  • Bitte seien Sie großzügig bei der Beurteilung seines ersten Versuchs.لطفاً در ارزیابی اولین تلاش او با گذشت باشید.
  • Er hat eine großzügige Einstellung gegenüber den Fehlern anderer Leute.او نگرش آسان‌گیری نسبت به اشتباهات دیگران دارد.
3

زیاد، فراوان (در مورد مقدار یا اندازه).

  • Das Hotelzimmer bot eine großzügige Aussicht auf das Meer.اتاق هتل منظره وسیعی به دریا داشت.
  • Sie hat uns eine großzügige Portion Kuchen angeboten.او به ما سهم زیادی از کیک تعارف کرد.
  • Der Parkplatz ist großzügig bemessen und bietet Platz für viele Autos.پارکینگ جادار است و برای بسیاری از ماشین‌ها جا دارد.