grobkörnig

Aussprache: /ˈɡʁoːpˌkœʁnɪç/
Worttrennung: grob·kör·nig
صفت

درشت‌دانه، درشت‌بافت

Bedeutungen

1

دارای ذرات یا دانه‌های بزرگ و مشخص؛ با بافت خشن یا درشت.

  • Der grobkörnige Zucker löst sich langsamer auf.شکر درشت‌دانه کندتر حل می‌شود.
  • Das grobkörnige Holz eignet sich gut für rustikale Möbel.چوب درشت‌بافت برای مبلمان روستیک مناسب است.
  • Die grobkörnige Oberfläche des Steins war rau.سطح درشت‌بافت سنگ ناهموار بود.