grobporig

Aussprache: /ˈɡʁoːpˌpoːʁɪç/
Worttrennung: grob·po·rig
صفت

درشت‌منافذ، با منافذ بزرگ

Bedeutungen

1

دارای منافذ یا سوراخ‌های بزرگ و قابل مشاهده؛ معمولاً در مورد مواد متخلخل مانند چوب، سنگ، یا برخی پارچه‌ها به کار می‌رود.

  • Das grobporige Holz ist gut für den Bau von Zäunen geeignet.این چوب درشت‌منافذ برای ساخت حصار مناسب است.
  • Die Haut des Mannes war grobporig und sonnenverbrannt.پوست مرد درشت‌منافذ و آفتاب‌سوخته بود.
  • Wir haben einen grobporigen Schwamm gekauft, um das Auto zu waschen.ما یک اسفنج درشت‌منافذ برای شستن ماشین خریدیم.