grollen

Aussprache: /ˈɡʁɔlən/
Wortzerlegung: grol·len
فعل

کینه به دل داشتن، خشمگین بودن؛ غرّش کردن (صدای بم)

Beispiele

  • Der junge Kaiser verabscheute seinen Platz im Leben und ''grollte'' immer noch mit dem Schicksal deswegen.امپراتور جوان از جایگاه خود در زندگی بیزار بود و به همین خاطر هنوز از سرنوشت خشمگین بود و کینه به دل داشت.
  • Auch Stalin ''grollte'' im Kreml.استالین نیز در کرملین خشمگین بود و غرغر می‌کرد.

Bedeutungen

1 gegen + Akkusativ / auf + Akkusativ

کینه ورزیدن، خشمگین بودن (نسبت به کسی یا چیزی به دلیل یک بی‌عدالتی یا توهین)

  • Er grollt seinem Bruder immer noch wegen des Streits.او هنوز به خاطر آن دعوا از برادرش کینه دارد.
  • Sie grollte auf das Schicksal, das ihr so übel mitgespielt hatte.او از سرنوشتی که با او بد تا کرده بود، خشمگین بود.
2 بدون مفعول

(رعد، توپخانه) غریدن، صدا کردن (صدای بم و عمیق)

  • Am Horizont grollte der Donner.در افق رعد می‌غرید.
  • Die Kanonen grollten in der Ferne.توپ‌ها در دوردست غرش می‌کردند.