grooven

Aussprache: /ˈɡruːvn̩/
Wortzerlegung: groo·ven
فعل

ریتم‌دار بودن، حس و حال موسیقی را داشتن

Beispiele

  • Der Bassist ''groovte''.باسیست ریتم را حفظ می‌کرد.
  • Der Popsong ''groovt'' total.این آهنگ پاپ حس و حال فوق‌العاده‌ای دارد.
  • Das Publikum ''groovt'' und swingt.مخاطبان با ریتم همراهی می‌کنند و می‌رقصند.

Bedeutungen

1 intransitiv

ریتمیک و جذاب بودن (موسیقی)، حس و حال خوب و هماهنگ ایجاد کردن

  • Die Band groovte die ganze Nacht und das Publikum tanzte.گروه موسیقی تمام شب ریتمیک می‌نواخت و تماشاگران می‌رقصیدند.
  • Dieser Song groovt einfach unglaublich gut!این آهنگ واقعاً حس و حال فوق‌العاده‌ای دارد!