grosstun

Aussprache: /ˈɡrɔsˌtuːn/
Wortzerlegung: gross·tun
Wort

خود را بزرگ نشان دادن، لاف زدن

Bedeutungen

1 (intransitiv)

خود را مهم یا بزرگ نشان دادن، لاف زدن، پز دادن.

  • Sie tut gerne groß, wenn sie von ihren Reisen erzählt.او دوست دارد وقتی از سفرهایش تعریف می‌کند، خودنمایی کند.
  • Ein wahrer Experte muss nicht grosstun.یک متخصص واقعی نیازی به خودنمایی ندارد.