grosstun
خود را بزرگ نشان دادن، لاف زدن
Bedeutungen
1
(intransitiv)
خود را مهم یا بزرگ نشان دادن، لاف زدن، پز دادن.
- Sie tut gerne groß, wenn sie von ihren Reisen erzählt.او دوست دارد وقتی از سفرهایش تعریف میکند، خودنمایی کند.
- Ein wahrer Experte muss nicht grosstun.یک متخصص واقعی نیازی به خودنمایی ندارد.