grottenhässlich
بسیار زشت، فوقالعاده بدقیافه
Bedeutungen
1
بسیار زشت و ناخوشایند؛ به شدت بدقیافه (معمولاً در زبان محاوره برای تاکید بیشتر به کار میرود).
- Das Kleid, das sie trug, war grottenhässlich.لباسی که او پوشیده بود، فوقالعاده زشت بود.
- Sein neues Auto ist grottenhässlich, ich kann es nicht leiden.ماشین جدیدش بسیار زشت است، من از آن خوشم نمیآید.
- Die Wandfarbe im Flur ist grottenhässlich.رنگ دیوار در راهرو به طرز وحشتناکی زشت است.