grundgütig
بسیار مهربان، سراپا لطف، خوشقلب
Bedeutungen
1
دارای مهربانی و لطف بسیار زیاد؛ خوشقلب و نیکوکار.
- Der alte Mann war grundgütig und half jedem, der ihn bat.پیرمرد بسیار مهربان بود و به هر کسی که از او درخواست میکرد کمک میکرد.
- Sie hatte ein grundgütiges Herz und konnte niemandem böse sein.او قلبی سراپا لطف داشت و نمیتوانست از کسی کینه به دل بگیرد.
- Der grundgütige Lehrer nahm sich immer Zeit für seine Schüler.معلم خوشقلب همیشه برای دانشآموزانش وقت میگذاشت.