grundsanieren

Aussprache: /ˈɡrʊntzaˌniːrən/
Wortzerlegung: grundsa·nie·ren
فعل

از نو بازسازی کردن، نوسازی اساسی کردن

Beispiele

  • Im 21. Jahrhundert ließ die zuständige Bezirksverwaltung die Straße ''grundsanieren'' und Fahrradwege als Angebotsstreifen herrichten.در قرن بیست و یکم، اداره منطقه مسئول خیابان را از نو بازسازی کرد و مسیرهای دوچرخه‌سواری را به عنوان خطوط خدماتی آماده کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک ساختمان یا سازه را به طور کامل و اساسی بازسازی یا نوسازی کردن.

  • Das alte Gebäude muss von Grund auf grundsaniert werden.ساختمان قدیمی باید از پایه بازسازی اساسی شود.
  • Die Stadt plant, das historische Rathaus zu grundsanieren.شهر قصد دارد تالار شهر تاریخی را به طور کامل بازسازی کند.