grunzen
خرناس کشیدن، غرغر کردن
Beispiele
- Die Wildschweine ''grunzten,'' als wir Äpfel über den Zaun des Wildgeheges warfen.گرازها وقتی سیبها را از روی نرده باغ وحش پرتاب میکردیم، خرناس میکشیدند.
- Und während sie futterten, schmatzten und ''grunzten'' sie, dass der Bauer es bis in die gute Stube hinein hörte.و در حالی که آنها میخوردند، صداهای جویدن و خرناس کشیدن درمیآوردند که کشاورز تا اتاق پذیرایی میشنید.
Bedeutungen
1
intransitiv
صدای خاصی که خوکها تولید میکنند، غرغر کردن خوک
- Das Schwein grunzte im Stall.خوک در طویله غرغر میکرد.
- Man konnte die Schweine im Gehege grunzen hören.میشد صدای غرغر خوکها را در محوطه شنید.
2
intransitiv
با صدای خفه و نامفهوم صحبت کردن یا ناله کردن (انسان)
- Er grunzte eine Antwort, ohne aufzusehen.او بدون اینکه سرش را بالا بیاورد، با صدای خفه جوابی داد.
- Der alte Mann grunzte vor Schmerz.مرد پیر از درد ناله میکرد.