gruppieren
گروهبندی کردن، دستهبندی کردن
Beispiele
- Die Erzieherin ''gruppierte'' die Kinder in einem Halbkreis.مربی کودکان را در یک نیمدایره گروهبندی کرد.
- Er ''gruppierte'' Stühle im Raum.او صندلیها را در اتاق گروهبندی کرد.
- Einteilen bedeutet, Lebewesen zu Einheiten zu ''gruppieren'', die Taxa oder Gruppen genannt werden.دستهبندی به معنای گروهبندی موجودات زنده به واحدهایی است که تاکسا یا گروهها نامیده میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
افراد یا اشیاء را در گروهها دستهبندی کردن
- Die Schüler wurden in kleine Arbeitsgruppen gruppiert.دانشآموزان به گروههای کاری کوچک تقسیم شدند.
- Man kann die Daten nach verschiedenen Kriterien gruppieren.میتوان دادهها را بر اساس معیارهای مختلف گروهبندی کرد.
2
sich + intransitiv
در گروهها جمع شدن، دستهبندی شدن
- Die Demonstranten gruppierten sich vor dem Rathaus.تظاهرکنندگان در مقابل شهرداری جمع شدند.
- Die Wolken gruppierten sich am Horizont.ابرها در افق جمع شدند.