gruscheln

Aussprache: /ˈɡruːʃl̩n/
Wortzerlegung: gru·scheln
فعل

جستجو کردن (با ور رفتن)، پیام محبت آمیز فرستادن

Beispiele

  • Ich inspizierte die Lage und ''gruschelte'' in den vielen Bücherkisten.من اوضاع را بررسی کردم و در میان جعبه‌های زیاد کتاب‌ها گشتم.

Bedeutungen

1 بدون مفعول مستقیم

(عامیانه، اینترنتی) چت کردن، پیام خصوصی فرستادن (اصطلاحی که در شبکه‌های اجتماعی آلمانی مانند StudiVZ رایج بود)

  • Wir haben gestern Abend lange gegruschelt.ما دیشب مدت زیادی چت کردیم.
  • Möchtest du mich mal gruscheln?می‌خواهی یک پیام خصوصی به من بدهی؟