gruscheln
جستجو کردن (با ور رفتن)، پیام محبت آمیز فرستادن
Beispiele
- Ich inspizierte die Lage und ''gruschelte'' in den vielen Bücherkisten.من اوضاع را بررسی کردم و در میان جعبههای زیاد کتابها گشتم.
Bedeutungen
1
بدون مفعول مستقیم
(عامیانه، اینترنتی) چت کردن، پیام خصوصی فرستادن (اصطلاحی که در شبکههای اجتماعی آلمانی مانند StudiVZ رایج بود)
- Wir haben gestern Abend lange gegruschelt.ما دیشب مدت زیادی چت کردیم.
- Möchtest du mich mal gruscheln?میخواهی یک پیام خصوصی به من بدهی؟