ausgucken
نگاه کردن، دید زدن، مراقب بودن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas ausgucken) / intransitiv
از جایی (معمولاً از پنجره، سوراخ یا بالای چیزی) به بیرون نگاه کردن یا چیزی را دید زدن.
- Er saß am Fenster und guckte die Straße aus.او کنار پنجره نشسته بود و خیابان را تماشا میکرد.
- Die Kinder guckten heimlich aus dem Versteck.بچهها مخفیانه از مخفیگاه بیرون را نگاه میکردند.
2
nach + Dativ (nach etwas/jemandem ausgucken)
مراقب چیزی یا کسی بودن، چشم به راه بودن، انتظار کشیدن.
- Sie guckte nach ihrem Freund aus, der noch nicht da war.او منتظر دوستش بود که هنوز نیامده بود.
- Der Wachmann guckte nach verdächtigen Bewegungen aus.نگهبان مراقب حرکات مشکوک بود.