hochgucken

Aussprache: /ˈhoːxˌɡʊkən/
Worttrennung: hoch·gu·cken
فعل

به بالا نگاه کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

به بالا نگاه کردن، سر بلند کردن (معمولاً در موقعیت‌های غیررسمی).

  • Guck mal hoch, da fliegt ein Flugzeug!نگاه کن بالا، یک هواپیما در حال پرواز است!
  • Er guckte überrascht hoch, als er meinen Namen hörte.وقتی اسمم را شنید، با تعجب به بالا نگاه کرد.