hochgucken

Aussprache: /ˈhoːxˌɡʊkən/
Worttrennung: hoch·gu·cken
فعل

به بالا نگاه کردن

Bedeutungen

1 intransitiv

به بالا نگاه کردن، سر بلند کردن (معمولاً در موقعیت‌های غیررسمی)

  • Guck mal hoch, da fliegt ein Vogel!نگاه کن بالا، یک پرنده پرواز می‌کند!
  • Sie guckte kurz hoch von ihrem Buch.او برای لحظه‌ای از کتابش سر بلند کرد.