hineingucken
به داخل نگاه کردن
Bedeutungen
1
in + Akkusativ (in etwas hineingucken)
از بیرون به داخل چیزی نگاه کردن، اغلب با تاکید بر حرکت چشم به سمت داخل، یا زمانی که هم گوینده و هم بیننده بیرون هستند.
- Ich gucke mal in die Kiste hinein, ob mein Buch da ist.میخواهم نگاهی به داخل جعبه بیندازم ببینم کتابم آنجاست.
- Er guckte neugierig in das Zimmer hinein.او با کنجکاوی به داخل اتاق نگاه کرد.