ferngucken
تلویزیون تماشا کردن
Bedeutungen
1
intransitiv / Akkusativ
تلویزیون تماشا کردن، برنامههای تلویزیونی را دیدن
- Wir gucken jeden Abend fern.ما هر شب تلویزیون تماشا میکنیم.
- Was guckst du gerade fern?الان داری چه برنامهای از تلویزیون تماشا میکنی؟