guffelten
وزوز کردند، غرغر کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
ابراز ناراحتی، درد یا خستگی شدید از طریق صداهای آه مانند و عمیق، که اغلب نشاندهنده ضعف یا ناامیدی است.
- Nach der langen Wanderung guffelte er erschöpft auf den Stuhl.پس از پیادهروی طولانی، او خسته بر روی صندلی نالید.
- Sie guffelte leise vor sich hin, als sie die schwere Last hob.او هنگام بلند کردن بار سنگین، به آرامی زیر لب ناله میکرد.