guillochieren
گیلوشکاری کردن، طرح خطوط درهمتنیده زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
با دستگاه گیلوش، طرحهای تزئینی حکاکی کردن (معمولاً روی فلز یا چوب)
- Der Goldschmied guillochiert die Oberfläche des Schmuckstücks mit feinen Mustern.زرگر سطح جواهر را با طرحهای ظریف گیلوشکاری میکند.
- Alte Taschenuhren sind oft kunstvoll guillochiert und sehr wertvoll.ساعتهای جیبی قدیمی اغلب به طرز هنرمندانهای گیلوشکاری شده و بسیار ارزشمند هستند.