gummieren

Aussprache: /ɡʊˈmiːʁən/
Wortzerlegung: gum·mie·ren
فعل

روکش کردن با لاستیک، چسباندن با چسب

Beispiele

  • Er kaufte eine Packung ''gummierter'' Briefumschläge.او پاکت نامه‌های روکش‌دار با چسب را خرید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با لاستیک پوشاندن یا به آن لاستیک اضافه کردن.

  • Die Oberfläche des Griffs wurde gummiert, um besseren Halt zu bieten.سطح دسته برای چسبندگی بهتر لاستیکی شد.
  • Man kann Stoffe gummieren, um sie wasserdicht zu machen.می‌توان پارچه‌ها را لاستیکی کرد تا ضد آب شوند.
2 Akkusativ

(قدیمی‌تر) با صمغ یا چسب آغشته کردن (مانند پشت تمبر یا پاکت نامه).

  • Früher wurden Briefmarken auf der Rückseite gummiert.قبلاً پشت تمبرها را با صمغ می‌پوشاندند.
  • Die Umschläge sind bereits gummiert und müssen nur noch angefeuchtet werden.پاکت‌ها قبلاً چسبانده شده‌اند و فقط باید مرطوب شوند.