gurken

Aussprache: /ˈɡʊʁkn̩/
Wortzerlegung: gur·ken
فعل

آهسته حرکت کردن، ول گشتن (معمولاً با معنی منفی یا بی‌هدف)

Beispiele

  • Ich kann mit kleinen Kindern in der Wohnung nichts anfangen. Also ''bin'' ich mit Lukas, wenn das Wetter es zuließ, durch Fredenbeck ''gegurkt.''Margot Buchowski: ''Ein Unglück kommt selten allein.'' Books on Demand, Norderstedt 2011, Seite 225.من نمی‌توانم با بچه‌های کوچک در آپارتمان کاری انجام دهم. بنابراین، اگر هوا اجازه می‌داد، با لوکاس در فردن‌بک «ول می‌گشتم». (با ماشین آهسته حرکت می‌کردم)

Bedeutungen

1 Akkusativ

خیار را به صورت خیارشور درآوردن، ترشی خیار درست کردن.

  • Meine Oma gurkt jedes Jahr frische Gurken ein.مادربزرگم هر سال خیارهای تازه را خیارشور می‌کند.
  • Sie hat gelernt, wie man Gurken richtig gurkt.او یاد گرفته است که چگونه خیارها را به درستی خیارشور کند.
2 Intransitiv

(عامیانه) آهسته و بدون هدف رانندگی کردن، پرسه زدن با ماشین.

  • Wir sind den ganzen Nachmittag durch die Stadt gegurkt.ما تمام بعدازظهر را در شهر پرسه زدیم (با ماشین).
  • Er gurkt immer mit seinem alten Auto herum.او همیشه با ماشین قدیمی‌اش این طرف و آن طرف می‌رود.
3 Intransitiv

(عامیانه) وقت تلف کردن، کاری را بدون انگیزه یا نتیجه انجام دادن.

  • Ich habe den ganzen Tag nur gegurkt und nichts geschafft.من تمام روز را فقط وقت تلف کردم و کاری انجام ندادم.
  • Hör auf zu gurken und fang endlich an zu arbeiten!دست از وقت تلف کردن بردار و بالاخره شروع به کار کن!