فعل
بستن (با تسمه یا کمربند)، محکم کردن، ایمن کردن
معانی و تعاریف gurten:
- خود را یا چیزی را با کمربند ایمنی یا بند محکم کردن.
جملات نمونه برای gurten:
Er ''gurtet'' sich den langen Säbel um die Hüften.
او شمشیر بلند را دور کمرش میبندد.
Nicht alle Pferde mögen es, wenn man den Sattel ''gurten'' will, also den Gurt, der den Sattel hält, stramm anzieht.
همه اسبها دوست ندارند وقتی کسی میخواهد زین را ببندد، یعنی تسمهای که زین را نگه میدارد، محکم کند.
Er gurtete den Koffer fest.
او چمدان را محکم بست.