gut beieinander sein

Aussprache: /ˌɡuːt baɪ̯ʔaɪ̯ˈnandɐ zaɪ̯n/
Worttrennung: gut ·bei·ein·an·der ·sein
اصطلاح

خوش‌بنیه بودن، سرحال بودن، چاق و چله بودن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای داشتن وضعیت جسمانی خوب، سرحال و شاداب بودن است. اغلب برای توصیف افرادی به کار می‌رود که وزن مناسبی دارند، سالم به نظر می‌رسند و حال عمومی خوبی دارند.

  • Nach dem Urlaub ist er wieder gut beieinander und voller Energie.او پس از تعطیلات دوباره سرحال و پر از انرژی است.
  • Die Kinder sehen gesund aus und sind gut beieinander.بچه‌ها سالم به نظر می‌رسند و چاق و چله هستند.
  • Trotz ihres hohen Alters ist sie noch gut beieinander.او با وجود سن بالایش، هنوز سرحال است.