gutachtlich

Aussprache: /ˈɡuːtˌʔaxtlɪç/
Worttrennung: gut·acht·lich
صفت

به صورت کارشناسی، در قالب نظر کارشناسی

Bedeutungen

1

به شیوه‌ای که توسط یک کارشناس انجام می‌شود یا به عنوان بخشی از یک نظر کارشناسی.

  • Die Frage wurde gutachtlich geklärt.این موضوع به صورت کارشناسی روشن شد.
  • Der Anwalt bat um eine gutachtliche Einschätzung der Beweislage.وکیل درخواست ارزیابی کارشناسی از شواهد را کرد.
  • Das Dokument enthält eine gutachtliche Beurteilung der Situation.این سند حاوی ارزیابی کارشناسی از وضعیت است.