gute Miene zum bösen Spiel machen
ظاهرسازی کردن، تظاهر به خوشحالی یا رضایت در شرایط ناخوشایند
Bedeutungen
1
تظاهر به خوشحالی، رضایت یا بیاهمیت جلوه دادن یک موقعیت ناخوشایند یا ناراحتکننده، در حالی که در باطن احساس متفاوتی وجود دارد.
- Obwohl er die schlechte Nachricht hörte, machte er gute Miene zum bösen Spiel.اگرچه خبر بد را شنید، اما به روی خود نیاورد.
- Sie musste gute Miene zum bösen Spiel machen, als ihr Chef sie kritisierte.او مجبور بود وقتی رئیسش او را نقد کرد، ظاهرسازی کند.
- Das Team machte gute Miene zum bösen Spiel, obwohl sie das Spiel verloren hatten.تیم، با وجود باختن بازی، سعی کرد خوشحال به نظر برسد.