guten Mutes sein
خوشبین بودن، امیدوار بودن، روحیهی خوب داشتن
Bedeutungen
1
احساس خوشبینی، امیدواری و روحیه مثبت داشتن، حتی در شرایط دشوار.
- Obwohl die Prüfung schwierig war, war sie guten Mutes.اگرچه امتحان سخت بود، او روحیهی خوبی داشت.
- Wir sind guten Mutes, dass wir das Projekt rechtzeitig abschließen werden.ما خوشبین هستیم که پروژه را به موقع تمام خواهیم کرد.
- Trotz der schlechten Nachrichten blieben sie guten Mutes.علیرغم اخبار بد، آنها خوشبین ماندند.