gutgläubig

Aussprache: /ˈɡuːtˌɡlɔɪ̯bɪç/
Worttrennung: gut·gläu·big
صفت

خوش‌باور، ساده‌لوح، با حسن نیت

Bedeutungen

1

با حسن نیت؛ باوری که بر اساس اعتماد و بدون شک یا تردید به صداقت یا درستی دیگران است.

  • Er hat die gefälschte Rechnung gutgläubig akzeptiert.او فاکتور جعلی را با حسن نیت پذیرفت.
  • Man sollte nicht immer gutgläubig sein, besonders im Geschäftsleben.نباید همیشه خوش‌باور بود، به خصوص در دنیای تجارت.
  • Sie war gutgläubig genug, ihm jedes Wort zu glauben.او به اندازه کافی ساده‌لوح بود که هر کلمه او را باور کند.