gutmütig
خوشقلب، مهربان، آرام
Bedeutungen
1
دارای طبیعت مهربان، صمیمی و آرام؛ کسی که به راحتی عصبانی نمیشود و تمایل به کمک دارد.
- Der alte Mann war sehr gutmütig und half jedem.پیرمرد بسیار خوشقلب بود و به همه کمک میکرد.
- Sie hat eine gutmütige Art, die die Leute mögen.او رفتاری مهربان دارد که مردم دوستش دارند.
- Auch wenn er manchmal streng aussieht, ist er eigentlich ein gutmütiger Mensch.حتی اگر گاهی اوقات جدی به نظر برسد، او در واقع فردی خوشقلب است.