فعل
مفید بودن، سود رساندن، حال دادن
جملات نمونه برای guttun:
Nach dem langen Spaziergang im Schnee wird dir ein warmes Bad ''guttun.''
یک حمام گرم بعد از پیادهروی طولانی در برف به شما حال خواهد داد.
Der Urlaub hat ihr ''gutgetan.''
این تعطیلات به او حال داد.
Zu viel Süßigkeiten ''tun'' deinen Zähnen nicht ''gut.''
شیرینی زیاد برای دندانهای شما خوب نیست.