gymnastizieren
ورزش دادن (به ویژه اسب)؛ تمرینات ورزشی منظم برای عضلات
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
انجام حرکات ورزشی و نرمشی برای تقویت بدن یا گرم کردن.
- Die Athleten müssen jeden Morgen gymnastizieren.ورزشکاران باید هر روز صبح تمرینات ورزشی انجام دهند.
- Der Reitlehrer ließ das Pferd auf dem Platz gymnastizieren.مربی اسبسواری به اسب اجازه داد تا در میدان تمرین کند.